يه روز ابری

30 10 2008

ساعت7-بيدار/سوويچ/کت/خواب/ساعت8-بيدار/کارت اون يکی ماشين/ خواب/ساعت9-بيدار/هوای گرفته/خوابالو/چرت/ترس‌س‌س/ساعت9:30-بيدار/دوش/چای/عجله/عجله/عجله/دفتر بابا (ماشينو بده يالا)/عجله/عجله/دفتر خدمات امور مشترکين تلفن همراه (خدا خيرشون نده که قبض موبايل رو به دست آدم نمی‌رسونن)/عجله/بانک/قبض موبايل/فيش کلاس زبان ترم جديد/عجله/عجله/ساعت11-دانشگاه/دربه‌در دنبال استاد/حرف/حرف/حرف (مخ جويده!!)/دربه‌در دنبال اسکنر دودين (اتاق اين يکی استاد، اتاق اون يکی استاد!)/فوزوم (منبع جراحی داخلي دام کوچک)/اسکن/اسکن/ساعت12-مجتمع تک/شارج باکس رنگ پرينتر/اس‌ام‌اس…/پمپ‌بنزين/خونه/ناهار/خواب…… /کلاس زبان… (امتحان)/speaking ضعيف/سرما/خونه/گرما/شام/نت/روزمره…..

—–

خوندن متن‌های بلند اگه قرار باشه حرف به‌درد‌بخوری نداشته باشن هميشه برام خسته‌کننده بوده! الان می‌بينم که نوشتن‌شونم خسته کننده‌ست. به‌هر‌حال روزمره نويسی می‌تونه مزه داشته باشه! اندازه‌ی آب‌شدن يه تيکه بيسکوويت مادر تو دهن!!!


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: